به گزارش پایگاه اطلاعرسانی کمیته امداد، نادی متولد سال ۱۳۶۶ در مشهد است و سه فرزند دارد. تحصیلش را تا سوم راهنمایی ادامه داد و بعد از آن وارد بازار کار شد. مسیر خیاطی برای او از کار در تولیدیهای پوشاک آغاز شد و پس از دوره سربازی نیز دوباره به همین حرفه برگشت.
او میگوید: بعد از سوم راهنمایی وارد خیاطی شدم و در تولیدیها کار کردم. همانجا کار را یاد گرفتم. بعد برای سربازی رفتم و وقتی خدمتم تمام شد، دوباره خیاطی را ادامه دادم.
مانتوهایی که از یک تولیدی به دست خیاط میرسند
نادی حالا بیشتر سفارشهای خود را از تولیدیهای پوشاک دریافت میکند. در این شیوه، تولیدی پارچه و مواد مورد نیاز را تأمین میکند و او مرحله دوخت را انجام میدهد.
او توضیح میدهد: بیشتر مانتو میدوزم. پارچه و وسایل را تولیدی میآورد و من دوخت و اورلک را انجام میدهم. وقتی کار تمام شد، تحویل خودشان میدهم و فروش هم با تولیدی است.
همین شیوه کاری باعث شده میزان درآمد او تا حد زیادی به سفارشهای تولیدیها وابسته باشد؛ موضوعی که در شرایط فعلی بازار، کار را برایش دشوارتر کرده است.
وقتی بازار پوشاک کوچکتر میشود
افزایش قیمت پارچه و هزینههای تولید، تنها صاحبان تولیدیها را تحت فشار قرار نداده و به شکل مستقیم روی میزان سفارش خیاطان نیز اثر گذاشته است.
نادی ادامه میدهد: قیمت پارچه خیلی بالا رفته و بازار هم شرایط خوبی ندارد. تولیدیها سرمایه محدودی دارند و وقتی هزینهها بالا میرود، سفارشها کمتر میشود. درآمد من هم الان در حد بخور و نمیر است.
با این حال، او همچنان پشت چرخ خیاطی مینشیند و سفارشهایی را که به دستش میرسد انجام میدهد؛ چرا که برای او ادامه این کار، علاوه بر درآمد، به علاقهای مربوط است که از سالهای نخست ورود به حرفه در وجودش مانده است.
تسهیلاتی برای خرید تجهیزات
در این مسیر، تسهیلات کمیته امداد به نادی کمک کرده تا بخشی از نیازهای کاری خود را تأمین کند. او ۱۰۰ میلیون تومان تسهیلات دریافت کرده و این مبلغ را برای تهیه چرخ و تجهیزات خیاطی اختصاص داده است.
او میگوید: تسهیلات را برای خرید وسایل و تجهیزات کار استفاده کردم. کمک خوبی بود و توانستم ابزارهایی را که نیاز داشتم تهیه کنم. از حمایتی که انجام شد راضی هستم.
رؤیای کارگاهی که متعلق به خودش باشد
با وجود اینکه سالها در تولیدیهای مختلف کار کرده، هدف نادی برای آینده فقط ادامه سفارشگیری نیست. او میخواهد روزی برسد که تولید متعلق به خودش باشد و از مرحله دریافت سفارش به مرحله تولید مستقل برسد.
او توضیح میدهد: دوست دارم کارگاه خودم را داشته باشم. اگر سرمایه کافی داشته باشم، مواد اولیه را خودم تهیه میکنم و تولید و فروش را هم خودم انجام میدهم. در این صورت میتوانم چند نفر دیگر را هم سر کار بیاورم.
برای او داشتن کارگاه شخصی فقط به معنای تغییر محل کار نیست؛ بلکه فرصتی است تا از یک خیاط سفارشگیر به تولیدکنندهای تبدیل شود که اختیار بیشتری بر روند کار و درآمدش داشته باشد.
علاقهای که سالها باقی مانده است
نادی دلیل ماندنش در این حرفه را علاقه میداند؛ علاقهای که در طول سالهای کار و با وجود دشواریهای اقتصادی همچنان برایش باقی مانده است.
او میگوید: من خیاطی را دوست دارم. اگر آدم به کاری علاقه داشته باشد، سختیهایش را هم راحتتر تحمل میکند. همین علاقه باعث شده این حرفه را ادامه بدهم.
تجربه سالهای کاری، نگاه او به انتخاب شغل را هم شکل داده است. نادی معتقد است ورود به یک حرفه باید با شناخت علاقه و توان مالی همراه باشد.
او ادامه میدهد: کسی که میخواهد کاری را شروع کند، اول باید ببیند به آن کار علاقه دارد یا نه. در کنار علاقه باید سرمایه و هزینههای کار را هم حساب کند. بعد با توکل به خدا شروع کند.
حالا چرخهای خیاطی برای محمود نادی همچنان میچرخند؛ اما هدف او فقط ادامه دادن سفارشهای روزانه نیست. رؤیایش راهاندازی کارگاهی است که بتواند در آن تولید را خودش مدیریت کند و در کنار تأمین زندگی خانواده، برای چند نفر دیگر نیز زمینه کار فراهم کند.
نظر شما