امروز دوشنبه ,۱۵ آذر ۱۴۰۰
یکشنبه / ۳۰ آبان ۱۴۰۰ / ۱۰:۰۵
سرویس : چهارمحال بختیاری
کد خبر : ۱۸۵۶۵۳
گزارشگر : ۸۹
گزارشی از تلاش و پشتکار جوان کوهرنگی؛

آرزوی شیرین

آرزوی شیرین
(یکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰) ۱۰:۰۵

لحظاتی خودم را جای مدیر کارگاه گذاشتم.... ای کاش من هم می‌توانستم کارگاهی راه بیاندازم و همین افکار باعث ایجاد جرقه‌ای در ذهنم گردید. رفتم داخل مغازه و با مسئول کارگاه صحبت کردم.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی کمیته امداد، گاهی دیدن یک تصویر گذرا یا کلامی زیبا مسیر زندگی خیلی از ما را تغییر داده است. زمانیکه به آن فکر می‌کنیم لبخندی شیرین روی لبهایمان نقش می‌بندد و به خاطر همان لحظه خدا را شکر می‌کنیم. زندگی رستم یوسفی حاجی‌ور هم با دیدن تصویری از کارگاه تولید پولک و نبات به همین سادگی تغییرها کرده است.

آقای یوسفی می‌گوید: سال 1360 در خانواده‌ای عشایرنشین در روستای دهنو سفلی «شهرک امام حسین(ع) کنونی» متولد شده است. خانواده‌‌‌ام پرجمعیت و فقیر بود که روزگار را به سختی می‌گذراندند. رنج فقر و زندگی عشایری از یک طرف و مرگ پدر در 4 سالگی‌ام نیز از طرف دیگر شرایط سخت زندگی را سخت‌تر از گذشته کرده بود.

این جوان کوهرنگی با اشاره به تلاش‌های مادرش برای تأمین مخارج زندگی‌شان گفت: مادرم برای گذران زندگی فرزندان خود به شغل‌های کشاورزی، باغبانی و بنایی رو آورد و با هر سختی که بود مخارج زندگی‌مان را تأمین می‌کرد.

آقای یوسفی در ادامه عنوان کرد: از نوجوانی در کنار مادرم شروع به کار کردم و توانستم با معدل بالا دیپلم بگیرم. دانشگاه نیز در رشته ریاضی محض پذیرفته شدم و هم‌زمان با کارگری و قالب‌بندی ساختمان مخارج تحصیلم را تأمین می‌کردم. پس از اتمام تحصیلات در چندین آزمون استخدامی شرکت کردم اما موفق نشدم.

این جوان کوهرنگی از سختی‌های زندگی‌اش پس از اتمام دانشگاه می‌گوید: پس از اینکه نتوانستم با رشته تحصیلی‌ام شغلی پیدا کنم. به ناچار در حرفه قبلی خودم یعنی قالب‌بندی در شهرهای بندرعباس و اهواز مشغول شدم اما سنگینی کار باعث شد که دیسک کمر بگیرم که برای درمان به چهارمحال و بختیاری برگشتم.

آقای یوسفی در ادامه اضافه کرد: در یکی از روزها که برای اخذ نوبت انجام فیزیوتراپی در شهرکرد سرگردان بودم و درد کمر هم امانم را بریده بود، کارگاه تولید پولک و نبات در مسیر توجهم را جلب کرد. از پشت شیشه‌های کارگاه به کارگران خیره شدم که با چه شور و نشاطی مشغو به کار بودند. لحظاتی خودم را جای مدیر کارگاه گذاشتم.... ای کاش من هم می‌توانستم کارگاهی راه بیاندازم و همین افکار باعث ایجاد جرقه‌ای در ذهنم گردید. رفتم داخل مغازه و با مسئول کارگاه صحبت کردم.

این جوان کوهرنگی در ادامه افزود: برای شروع کار و آموزش به کارگاه پولک و نبات حافظ هفشجان که یک برند بزرگ و اصلی تولید پولک و نبات است مراجعه کردم و از آموزش‌های استاد حافظ فتحی بهره‌مند گردیم. برای ایجاد کارگاه نیاز به سرمایه و حمایت داشتم. در سال 1399 به کمیته امداد شهرستان کوهرنگ مراجعه کردم و با راهنمایی و حمایت کارکنان این نهاد 50 میلیون تومان تسهیلات اشتغال دریافت کردم و تجهیزات تولید پولک و نبات خریدم و کارگاه خودم را راه‌اندازی کردم.

آقای یوسفی با اشاره به برنامه‌هایش برای آینده می‌گوید: با گسترش کارگاه قصد دارم تولید نقل و سوهان را نیز به محصولات تولیدی کارگاه اضافه کنم و با افزایش نیروی کار به عنوان یک کارآفرین در شهرستان کوهرنگ زمینه اشتغال جوانان را فراهم کنم.

انتهای پیام

امتیاز را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید