امروز جمعه ,۳۰ مهر ۱۴۰۰
سه شنبه / ۲۰ مهر ۱۴۰۰ / ۱۰:۳۰
سرویس : ایلام
کد خبر : ۱۸۴۸۳۷
گزارشگر : ۱۰۰

رازهای تندرستی و روزگاران سپری شده سالخورده ترین مددجوی مرد ایلامی / بخش نخست

(سه شنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۰) ۱۰:۳۰

نوه هایش می گویند: جای نشیمن و استراحت روزانه اش در این خانه باید به شکلی باشد که روبروی کوهستان کبیرکوه باشد و هر ساعت شکوه این کوهستان را با خاطرات بیشماری که از آن دارد نظاره کند. در بهار و تابستانها نیز شبانگاه در بهارخواب این خانه رختخوابش را پهن می کنیم تا همواره چشمهایش به سمت این کوهستان افسانه ای باشد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی کمیته امداد، شکرعلی رزمخواه از مددجویان طرح شهید رجایی کمیته امداد امام خمینی«ره» بخش سیوان ایلام که امسال وارد یکصد و یازدهمین سالروز تولدش می شود متولد اردیبهشت سال 1290 و  اهل روستای خوش آب و هوا و پرجمعیت پاکل گراب  در دامنه های کبیرکوه از توابع ایل بزرگ بیره ی  است که به نظر می رسد هم اکنون سالخورده ترین مرد استان ایلام است و به فضل خداوند همچنان از نعمت تندرستی نسبی برخوردار است.
وی که دارای دوخواهر نیز هست و یکی شان در قید حیات است می گوید پدرش را در دوران جوانی از دست داده است و به نوعی در یتیمی بزرگ شده است. او دارای 6 فرزند دختر و یک فرزند پسر بوده و به گفته خودش تعداد نوه و نتیجه هایش به حدود 300 نفر می رسند و در حال حاضر در کنار پسر و نوه های پسری اش روزگار می گذراند و علاوه بر حمایتی که فرزندش از وی دارد یکی از منابع درآمد و مخارج زندگی وی مستمری کمیته امداد و برخی دیگر از کمکهای این نهاد و مبالغ یارانه است.
فرارسیدن هفته تجلیل از سالمندان فرصتی بود تا به همراه معاون امور حمایت و سلامت خانواده کمیته امداد و رئیس امداد سیوان در منزل وی حضور یافته و با او گفتگو کنیم.
خانه شان چشم انداز زیبایی به سمت کبیرکوه دارد با باغ سرسبز و زیبایی روبروی خانه اش که در دهه های متناوب زندگی اش یقینا از چنین چشم اندازی لذت برده است.وقتی وارد خانه اش می شوم با یک سربند کردی که سیمای دیگر لباسهای کردی که به تن دارد را تکمیل کرده است تقریبا بدون مشکل خاصی از جایش بلند می شود و بعد هم با حرارتی آمیخته با حسرتهای روزگاران سپری شده اش با من گفتگو می کند.
او به سالهایی که روستای محل سکونتش در حدود یک قرن پیش در حال شکل گیری و گسترش بوده اشاره می کند و می گوید: در آن روزگار مأموری از طرف رضا شاه پهلوی به این منطقه آمده بود و او پیشنهاد داد که زمین های هموار پایین دست این روستا را محل زراعت کرده و سکونتگاه مردم نیز در کوهپایه های کبیرکوه و این زمینهای ناهموار باشد تا زمینهای مناسب برای کشاورزی صرف کشت و کار و محل کسب و تهیه غذای مردم شود.
شکرعلی از روزگاران نوجوانی و از عنفوان جوانی اش به خاطره تلخی هم اشاره میکند و می گوید: در آن سالها به دلایل نامعلومی تعدادی از علیشروانهای این منطقه را به منطقه دره شهر و گاومیشان تبعید کردند که در آنجا زندگی کنند اما مردم اینجا که به جنگل و کوهستان عادت کرده بودند زندگی در آن منطقه برایشان سخت بود به این خاطر اکثر آنها بعد از چند سال به مرور آن منطقه را ترک و دوباره به ملک علیشروان در این منطقه بازگشتند.
در این کوچ اجباری البته سرنوشت، تعدادی از علیشروانها را هم از زادگاهشان جدا و در آن منطقه ساکن کرد که از جمله آن افراد خواهر شکرعلی  بوده که همان سالها در آن منطقه ازدواج می کند و ساکن روستای زرانگوش می شود و امروزه تعداد زیادی از جمعیت علیشروانهای ساکن در زرانگوش و از جمله خانواده های یاراحمدی از فرزندان خواهر شکراله و  دیگر علی شروانهای رفته به آن دیار و به نوعی حاصل آن کوچ  اجباری در آن سالها هستند.
در دهه های گذشته و خصوصا دهه 30 به بعد بسیاری از مردم مناطق مرزی ایلام و از جمله علی شروانها برای کار و زندگی به کشور  عراق مهاجرت کرده اند و این مهاجرین هم اکنون نیز بخشی از جمعیت شهرهای مهم عراق و بغداد را تشکیل داده اند. شکرعلی هم  از جمله این افرادی است که در روزگاران جوانی چند سالی را در شهر بغداد زندگی کرده است و در یک شرکت خصوص نیز مشغول به فعالیت بوده و حتی زمانی قصد داشته خانواده اش را برای همیشه به بغداد ببرد همسر و مادرش موافق چنین سفری نبوده و وی برای همیشه ساکن منطقه علیشروان می شود.

گزارش: حشمت اله کرمی نژاد

ادامه دارد  ...
امتیاز را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید