امروز جمعه ,۹ اسفند ۱۳۹۸
یکشنبه / ۲۰ بهمن ۱۳۹۸ / ۱۴:۲۷
سرویس : اردبیل
کد خبر : ۱۷۳۴۱۲
گزارشگر : ۹۲
گزارش؛

خانواده نیازمند اردبیلی با یاری مددکاران کمیته امداد از معضل آسیب‌های اجتماعی رهایی یافت

(یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۸) ۱۴:۲۷

خانواده تحت حمایت کمیته امداد استان اردبیل که به دلیل اعتیاد سرپرست خانوار به مواد مخدر دچار مشکلات بسیار شده بود، پس از ارائه مشاوره و راهکارهای لازم مددکاران این نهاد، توانست گرفتاری‌ها را پشت سر گذاشته و روزهای روشنی را برای فرزندان رقم بزند.

به گزارش سایت خبری کمیته امداد، پدر خانواده بر اثر اعتیاد به مواد مخدر بار مسئولیت زندگی را به دست همسرش سپرده بود که او نیز پس از مواجهه با مشکلات بسیار، راهی کمیته امداد استان اردبیل شد تا با یاری امدادگران این نهاد، بتواند شاهد آینده‌ای روشن برای کودکانش باشد.
مددکاران کمیته امداد رسیدگی به درمان کوچک‌ترین فرزند این خانوار را که دچار مشکل جسمی و حرکتی بود در دستور کار قرار داده و زمینه بازگشت فرزند بزرگ خانوار به مدرسه را فراهم کردند.
طی چندین مشاوره و راهنمایی که حدود 9 ماه به طول انجامید، پدر خانوار راهی کمپ ترک اعتیاد شد تا پس از گذراندن دوران لازم، با سلامتی کامل سمت خانه و خانواده خویش بازگردد. او پس از اینکه توانست از دام اعتیاد رهایی یابد، با دریافت تسهیلات اشتغال‌زایی از کمیته امداد استان اردبیل، خودرو وانت‌بار خریداری کرد و هم‌اکنون این خانوار در مسیر خودکفایی و استقلال اقتصادی قرار گرفته است.

آنچه در ادامه می‌آید شرح زندگی این خانوار تحت حمایت اردبیلی است:

50 ساله و ساکن استان اردبیل است. مادری که سه دختر دارد و در روزهای تلخ گذشته، دورانی را گذرانده که دیگر هیچ‌گاه نمی‌خواهد به آن بازگردد. گذشته‌ای سرشار از نیازمندی و درماندگی که اعضای خانوار را با مشکلات بسیار روبه‌رو ساخته و ضربات مهلکی را بر خانواده وارد کرده بود.
دختر کوچکتر به صورت مادرزادی از بیماری جسمی و حرکتی رنج می‌بُرد. چهار ساله و از وقتی به دنیا آمده بود، پدر برای رفع مشکلش سر از پا نمی‌شناخت و به هر دری می‌زد تا از دردهایش بکاهد. راننده‌ وانت‌بار بود و چندین‌بار دخترش را برای مداوا به تهران و تبریز برده تا زیر نظر پزشکان متخصص به بیماری‌اش رسیدگی شود.
پدر برای مداوای دخترش علاوه بر کار شبانه‌روزی، از طریق وام و قرض‌ گرفتن از دوستان و آشنایان تلاش می‌کرد بیماری‌اش برطرف شود. کار به جایی رسید که وانت‌باری خود را فروخت تا از پس مخارج و هزینه‌های درمانی و دارویی کودکش برآید.
آنها که در وضعیت مناسب اقتصادی قرار نداشتند، فروش خودرو بیش از پیش بر شرایط و افزایش مشکلات‌شان افزود. پدر به عنوان کار ساده در ساختمان‌ها و یا منازل دیگران مشغول به فعالیت شده و می‌کوشید لقمه‌نانی به دست آورد.
از آنجا که شرایط سردسیر بودن منطقه، فعالیت‌های عمرانی را در نیمه دوم سال تعطیل می‌کرد، پدر درمانده از همه‌جا در خانه می‌نشست و کم کم از جامعه دور و دورتر شد. خانه‌نشینی و بیکاری هر دو معضلی شدند برای روی‌آوردن پدر به مواد مخدر و فرو رفتن در دام اعتیاد.
زندگی این خانوار به هم ریخته و در آستانه فروپاشی قرار داشت. دختر بزرگ خانوار از تحصیل بازماند و دیگر روی مدرسه را ندید. شرایطی اسف‌بار به سراغ خانوار رفته بود که فقر و تنگدستی همراه با آسیب‌های اجتماعی اعضای خانوار را احاطه کرده و بر مشکلات و گرفتاری‌ها می‌افزودند.
مادر، تنها کسی بود که باید برای برون رفت از مسائل تلاش می‌کرد و فرزندانش را از بروز هرگونه آسیب مصون می‌داشت. به هر دری می‌زد تا همسرش را از گرداب مواد مخدر خارج ساخته و علاوه بر درمانش، اوضاع اقتصادی خانوار را نیز سامان بدهد.
گرچه تلاش‌هایش به سرانجام نرسید، اما هرگز خسته نشده و مسئولیت زندگی را بر عهده گرفته بود تا بار دیگر روزهای خوش زندگی به آنها لبخند بزنند. به همین دلیل با مراجعه به کمیته امداد از امدادگران این نهاد درخواست یاری کرد تا با کمک آنها و حمایت خیران، گره‌های زندگی‌شان یکی پس از دیگری گشوده شود.
پس از حضور مددکاران و بررسی مشکلات، این خانوار به دلیل بدسرپرستی، بیماری فرزند خردسال و وضعیت ناگوار معیشتی در سال 97، تحت حمایت کمیته امداد استان اردبیل قرار گرفتند تا از طریق کمک‌های نیکوکاران به مسائل‌شان رسیدگی شود.
با حضور مددکاران، رسیدگی به درمان کودک خردسال در دستور کار قرار گرفت. نیاز شدید به کمک‌های دارویی داشت و با تامین داروهای مورد نیاز، وضعیت بهبودی‌اش بهتر شد. همچنین با همکاری سازمان بهزیستی، بخشی از هزینه‌های درمانی و دارویی توسط این سازمان صورت گرفت تا کمکی باشد برای رفع سایر مشکلات این خانوار.
دومین فعالیت مهم مددکاران، بازگشت دختر بزرگ خانوار به کلاس درس بود که با توجه به استعدادی که داشت، چندین سال از مدرسه دور بود. خوشحالی مضاعفی او را در بر گرفته و بسیار خرسند بود از اینکه بار دیگر به کلاس بازخواهد گشت.
پس از این امور مهم، مددکاران بر روی بازگرداندن پدر به شرایط عادی تلاش کردند. کاری سخت و بسیار دشوار که نیاز به مدت زمانی طولانی داشت. پدر غرق در اعتیاد بود و به سادگی نمی‌شد او را از این مصیبت رهانید.
مددکاران از طریق مشاوره و راهنمایی‌های لازم می‌کوشیدند تا به ارتقای سطح فکری پدر و پذیرش ترک اعتیاد کمک کنند. او را امیدوار کنند که پس ازبهبودی خواهد توانست روزهای تلخ گذشته را جبران کرده و آینده‌ای درخشان را برای همسر و فرزندانش رقم بزند.
مددکاران کمیته امداد با تلاشی بی‌وقفه پدر را برای حضور در کمپ ترک اعتیاد آماده می‌کردند. همسر و فرزندان نیز با مددکاران همراه شده بودند تا با یاری هم، پدر هر چه سریعتر این مسکل را کنار گذاشته و چشم به روزهای خوش‌تر بدوزد.
این پرسه 9 ماه به طول انجامید و عاقبت پدر قبول کرد که راهی کمپ ترک اعتیاد شود. آن‌روز، همه اعضای خانوار از خوشحالی گریستند. سرپرست خانوار که روحیه امید و سرزندگی را در میان همسر و فرزندانش می‌دید، بی‌تردید راهی کمپ شد تا به سلامتی بازگردد و فصل جدیدی را برای خانوارش رقم بزند.
پدر پس از گذشت دوران مقرر در کمپ و کسب بهبودی کامل، به سوی منزل بازگشت. این امر نشاط و شادابی مضاعفی را به همراه داشت که هرگز از یاد و خاطر فرزندان پاک نخواهد شد.
سلامتی کامل پدر موجب شد تا با پرداخت تسهیلات اشتغال‌زایی، بار دیگر وانت‌بار خریداری کرده و به شغل پیشین خود مشغول شود. هم‌اینک دارای سلامت جسم و روان است و می‌تواند از پس مشکلات زندگی برآید.
انتهای پیام

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید